سرانجام فرصت مناسب را به دست آوردند. چهل روز پس از تبعيد اميرکبير به کاشان در شبي که جشن عروسي عليقلي ميرزا اعتضادالسلطنه با سلطان خانم بود، شاه پس از نوشيدن شراب مفصل، مست لايعقل شد و مهدعلیا فرصت را مغتنم شمرده، فرمان کشتن ميرزا تقیخان را خطاب به حاج علیخان حاجبالدوله فراشباشی، از فرزندش گرفت. شاه که نیمههای شب به حالت طبیعی بازمیگردد، دستور میدهد که حاج علیخان را ببیند و حکم را برگرداند، اما به او گفتند که حاج علیخان برای اجرای دستور به سمت کاشان راه افتاده است.
هنگامیکه حاج علیخان فراشباشی به کاشان رسید، امیرکبیر در حمام بود. مأموران دولتی درهای حمام را بستند تا کسی داخل نشود. حاج علیخان به امیر پیشنهاد داد که خود طریقه کشتنش را انتخاب کند. امیر نیز که عادت به رگ زدن و خون گرفتن داشت، گفت با قطع رگ دستانش جان شریفش گرفته شود. پس از قطع رگهای امیر با اشاره حاج علیخان، ضربهای به میان دو کتف امیر وارد شد و او به زمین افتاد و سپس دستمالی در دهان او فروبردند تا نفسهای به شماره افتاده امیرنظام را برای همیشه قطع کنند. بهاینترتیب، با حسادتها، کینهتوزیها و دسایس بسیاری ازجمله مهدعلیا؛ مادر شاه، ایران یکی از شریفترین و نجیبترین اصلاحگران خود را از دست داد.
توطئه عزل و قتل امیرنظام...ما را در سایت توطئه عزل و قتل امیرنظام دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 90